شعر و غزل چه داری؟ ۱۳

قربان جهانی که در آن جنگ نباشد

مشت و لگد و سیلی و اوردنگ نباشد


از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل

پیوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد


باهم نستیزند سپیدان و سیاهان

دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد


در باغ وفا مرغ بد آواز نیابیم

در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد


افسار به دست دو سه گمراه نیفتد

ایام به کام دو سه الدنگ نباشد


مادون ز ستمکاری مافوق ننالد

از دست دلی سنگ دلی تنگ نباشد


هر مملکتی تا طلبد حق خودش را

محتاج به صد لشکر صد هنگ نباشد


ابولقاسم حالت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *