من ناپلئون، تو دزیره

نشسته بودیم و در مورد آهنگ هایی که خیلی خوشمان می آمد و تکراری شده بودند و حالا گوشش دادنشان حالمان را بد میکرد صحبت میکردیم. رسیدیم به چاوشی، که توی یکی از آهنگ هایش میگوید " من ناپلئون تو دزیره..." گفت جدیدا دارم کتاب دزیره را میخوانم که گالیله نویسنده اش است. گفتم گالیله؟ گالیله مگر دانشمند نبود؟ کمی فکر کرد و گفت نه ببخشید، گابریل گارسیا مارکز! خندیدم! گفت ناپلئون بناپارت عاشق دختری به نام دزیره میشود. گفتم ناپلئون بناپارت، همانی که آمریکا را کشف کرد؟  باز کمی فکر کردم و گفتم کریستف کلمب کاشف آمریکا نبود؟!

+زده بود به سرمان نصف شبی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *